منفی 12
...و این سردرد های لعنتی
87/02/22
و مرور لحظه های ناب و جاری شدن ا... !
و من... !
عذاب آورترین حالت اینه که هرگز و هرگز و هرگز از الانت و اینی که هستی
و احساسی که داری بنا به دلایلی نتونی بگی!در حالی که دوست داری داد
بزنی و بخوای با افتخار بگی و همه بدونن چی به چیه!!!
من به فردای پر از دلهره
من به فردای پر از خالی و غم
من به فردای بیمار و تب آلود
من به خاکستر فردا های بلند
من به لاشه ی دیروز
به اوارگی و سرگشتی امروز
من به مرگ پرستو های امید
من به وجود روزنه ی وهم و خیال
من به شعار زلال حمید
چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من به این داد و بستان زمان
من به این رسوایی آرزوی های محال
ایمان دارم یا ندارم به چه سود!
تو خود دانی و خود دانی و خود خواهی بود!
ته نوشت:همین!روشنتر از تاریکی!
