با صد بهانهي متفاوت تمام روز...
هي فکر ميکنم به تو و خيره ميشود
چشمم به چند نقطهي ثابت تمام روز
زردند گونههاي من و خاک ميخورد
آيينه روي ميز توالت تمام روز
در اين اتاق، بعدِ تو تکرار ميشود
يک سينماي مبهم و صامت تمام روز
گهگاه ميزند به سرم درد دل کنم
با يک نوار خاليِ کاست تمام روز
«من» بي «تو» مردهاي متحرّک تمام شب...
«من» بي «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...
از : زنده ياد نجمه زارع
*******
ته نوشت 1:کاش هوا سردتر میشد
ته نوشت 2:سر راهم به اونجام سر زدم!
ته نوشت 3:یه تشکر خشک و خالی! اما همینم کلی خستگی راه رو از تن بدر میکنه!
ته نوشت 4:بهترین شعر هایی که خوندم!
ته نوشت 5:الان بیشتر به حرف دوست خوبم پی میبرم!
همه چیم رو گذاشتم وسط!میخوام با سرنوشتم معامله کنم!
ته نوشت 6:لعنت به عصر های بهار و تابستون... !
ته نوشت 7:کاش هوا سرد میشد!عین زمستون ... .
ته نوشت۸:فکر نمیکرم ته نوشت ۷ به این زودی به واقعیت بپیونده... !
