تبليغاتX
.
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! تمام نجات غریقهای دنیا را خبر کنید من در خود غرق شدم...



منفی 10
نمیدونم از کجا شروع کنم یا چطوری


اما یک واقعیتی که امروز باهاش روبه رو شدم این بود که برای دومین بار در

 سال جدید شدیدا ناراحت شدم اما با این تفاوت که این دفعه مربوط به فضای وب میشد...


راستش نمیدونم چطوری شد که در میان مطالبی که دنبالش میگشتم یهو دیدم

 تو وبلاگ یکی از دوستان قدیمی هستم...


و کاملا تصادفی چشمم به پست جدیدشون افتاد که بعد از مدت ها آپ کرده بودن...


خوندن همچین مطلبی از این دوست واقعا غیر منتظره بود


اصلا تصورشم نمیکردم که این مطلب تو اینجا جا بگیره...


نمیدونم این دوست قدیمی  این جا میاد یا نه و اصلا این مطلب رو میخونه

 یا نمیخونه اما شاید تنها چیزی بود که بعد از مدت ها سکوت من رو میشکنه همین بود...


دوست خوبم


باید با اندیشه به مصاف اندیشه ها بریم


تقریبا با شناختی که ازت داشتم و دارم میتونم بگم این مطلب ماله خودت نبود

مثل مطلب قبلیت اما حرفم اینه اگه مطلب ماله خودت نیست که واقعا تاسف آوره

 که بدون کمترین توضیح و آگاهی اون رو تو وبت گذاشتی و اگرم ماله خودته که

 باز هم متاسفم از اینکه این مدت انقدر طرز فکرت عوض شده!!! البته شاید این

 به خاطر نوسانات روحی و گذر زمانی و اقتضای سنّت توجیح پذیر باشه

(باز توجیح رو درست نوشتم یا غلط بماند)


اما دوست خوبم
مرحوم شریعتی میگه:من ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به ما بیاموزد

 نه اندیشه ها را!


اینایی که گفتی نمیگم نیستن و همینطور نمیگم هست اما اینی که تو نوشتی

یا نوشتن صرفا واگویی ناصحیح و بزرگ نمایی مسایلیه که اکثر جامعه باهاش درگیرن!
دوست خوبم
متاسفانه اشکال ما ایرانی ها یا به قول تو .. میدونی چیه؟اینکه حتی در زمینه اندیشه

 هم مصرف گرا شدیم !جنس نگاهمون به مشکلات توام با افراط و تفریط شده! تفکر

 و اندیشه و تجزیه و تحلیل به حاشیه برده شده و جاش رو اندیشه هایی گرفتن که آداب

 و سنن و فرهنگ ایران و ایرانی رو به سخره میگیرن


از کسی که هنوز رگه هایی از سنت و فرهنگ غنی ایرانی دیده به نام عقب مانده

و منزوی یاد میشه  و به جاش امروزی بودن و افکار مدرن و پست مدرن رو جایگزین میکنن  


 یادمون نره که یک زمانی این فرهنگ ایران و ایرانی بود که از چنگیز خان مغول وحشی

 سلطان محمد خدابنده رو ساخت که به فرهنگ و هنر ارج میذاشت...

دوست خوبم
تو که فرانسه به عنوان سمبل آزادی و دموکراسی در جهان حاضرنشد

 از مردم الجزایر به خاطر سالها استعمار عذر بخواد با این بهانه که این ظلم ها

از سوی پدران اون ها بوده نه خود اونها!!!
دوست خوبم
دوست خوبت که خودش ادعای تاریخ شناسی داره چرا نمیگه ما چه فرهنگی داشتیم؟

و اولین تمدن های بشری از کجا شکل گرفته؟و صد البته علل عقب ماندگی ما چی هست؟

چه کسانی سالها ثروت این ممکلکت رو به یغما بردن؟
چه کسانی این مملکت رو تهدید کردن و تو مجبور شدی به خاطر مقابله با این تهدیدات

 بخشی از دارایت رو صرف مخارج نظامی یا حق السکوت به همسایه هات بدی!


آیا واقعا تمدن 300 -400 ساله ای که بلا استثنا از ثروت مردمی مثل مردم تو به این

روز رسیدن شایسته تجلیلن؟


کاش هیچ وقت این مطلبت رو نمیخوندم...
 


دوست خوبم


وقتی حرفایی رو که نوشتی خوندم دهها جواب به ذهنم میرسید برای تک تک

 جملاتت اما الان که میخوام بنویسم زبانم قاصره از سخن گفتن و شاید اینم به

 خاطر ضعف در اندیشیدن باشه


دوست خوبم
نمیدونم چه عواملی باعث شده که همچین پستی بذاری یا همچین برداشتی

 داشته باشی اما امیدوارم   هر جا که هستی  در کنار خونواده محترمت سالم

 و سلامت باشی


 تو ته نوشتم دو تا جمله از دو بزرگوار مینویسم که همیشه و همیشه به

حرفشون معتقد بوده و هستم و خواهم بود


ته نوشت 1:

مراقب افکارت باش چون افکارت گفتارت را مي سازد.

مراقب گفتارت باش چون گفتارت اعمالت را مي سازد.

مراقب اعمالت باش چون اعمالت عادتهايت را مي سازد.

مراقب عادتهايت باش چون عادتهايت شخصيتت رامي سازد.

مراقب شخصيتت باش چون شخصيتت سرنوشتت را مي سازد

ته نوشت 2:جهان سوم جایی که مردمش اگه بخوان مملکتشون آباد شه خونشون ویران میشه


و اگه بخوان خونشون آباد شه مملکتشون ویران میشه

ته نوشت ۳:کاش هیچ وقت این مطلبت رو نمیخوندم...


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/20 و ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط مسافر |