تبليغاتX
.
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! تمام نجات غریقهای دنیا را خبر کنید من در خود غرق شدم...



 اینم بخشی از واقعیتی که هیچ نیازی به آمار نداره!

فکر کنم همه ملت این یه قلم رو بدونن چی به چیه!

حتی سوم هم نشدیم!

این بار چه کسی مقصره؟

یادش بخیر قدیما واسه اول شدن میچنگیدیم دوم میشدیم!حالا واسه سوم شدن بال بال

میزدیم چهارم شدیم!

قضاوت با شما!


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/28 و ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط مسافر |


 

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای

 که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت

 یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند

 و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:


1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

شما چی فکرمیکنین؟امضا میکنین؟قبل از اینکه پایین رو بخونین لطفا زود تصمیم بگیرین امضا میکنین؟

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی

 علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی

«دی هیدروژن مونوکسید» در واقع

 همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27 و ساعت 3:19 قبل از ظهر توسط مسافر |


حالا تقریبا مطمئن شدم اشتباه گرفتین!

این همه اعصاب خورد کنی این همه انرژی واسه یه اشتباه!

من نمیبخشمتون!

بابت این همه فکر و انرژی که ازم گرفتین حلالتون نمیکنم!

اومدی هر چی دوس داشتی گفتی تو جرات نداری یه اسم بدی !!واقعا که ... !

من فقط و فقط به توصیه دوستان لحن پستی رو که نوشتم بودم عوض کردم !اما انگار حق با من بوده!

آخرین بار آخرین بار!منو تهدید  میکنی؟خودت رو در جایگاهی میبینی که منو تهدید کنی؟

تو که جرات نداری یه اسمی چیزی بذاری میایی منو تهدید میکنی؟میخوام صد سال دیگه هم نیایی

فکر کردی کی هستی؟اره این پست رو بخون بگو من خیلی احمقم!اما واقعیت انکار ناپذیی که هست

اینه که احمق ها هم گاهی راست میگن!

حیف اون همه وقت و انرژی که برای این موضوع صرف کردم!

گفتم این دفعه دیگه حتما انقدر شجاعتش رو دارین که خودتون رو کامل معرفی کنین اما .. !

اگه اومدین که هیچ اگه نه :دیدار به قیامت!


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 1388/03/05 و ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط مسافر |


من تریبون میخوام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کجا بگم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در و دیوار!!!!!!!!؟؟؟؟؟

تریبون؟!

تریبون

تریبون

تریبون

تریبون

 ته نوشت ۱:زمان با شما

ته نوشت ۲:تریبون میخوام!ضمنا من باید مطمئن شم !حوصله سر کار رفتن رو ندارم!نشونه مطمئن؟

ته نوشت ۳:اگه این دفعه خبری از تریبون نبود  ازتون خواهش میکنم  لطفا مزاحم نشین!

من صد بار خوندم!اما نمیتونم کاری کنم!وقتی نه ادرسی هست نه ایمیلی نه حتی یک نام و نشون

واقعی و درست حسابی من به کی بگم؟تازه اونم معلوم نیست یک بلوف باشه

 واسه خندیدن و دو بهم زنی!من کجا جواب بدم؟وقتی هیچی نمیدونم!!!

ته نوشت ۴:ازتون خواهش می کنم باهام رو راست باشین و به من حق بدین که سردرگم بشم .

و بازم خواهش دارم که اگه می آین آدرسی بذارین که منم بتونم حرفام رو بزنم . می دونم که

 شما هم اگه جای من بودین مطمئنا دچار این حالت می شدین ..."


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1388/03/02 و ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط مسافر |