تبليغاتX
.
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! تمام نجات غریقهای دنیا را خبر کنید من در خود غرق شدم...



منفی1
دلم براي كسي تنگ است

 

كه آفتاب صداقت را

 

به ميهماني گل هاي باغ مي آورد

 

وگيسوان بلندش را

 

     - به بادها مي داد

 

و دست هاي سپيدش را

 

     - به آب مي بخشيد

 

دلم براي كسي تنگ است

 

كه آن دونرگس جادو را

 

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

 

و شعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

 

دلم براي كسي تنگ است

 

كه همچو كودك معصومي

 

دلش براي دلم مي سوخت

 

و مهرباني خود را

 

     - نثار من مي كرد

 

دلم براي كسي تنگ است

 

كه تا شمال ترين شمال

 

و در جنوب ترين جنوب

 

     - درهمه حال

 

هميشه در همه جا

 

     - آه با كه بتوان گفت

 

كه بود با من و

 

     - پيوسته نيز بي من بود

 

و كار من زفراقش فغان و شيون بود

 

كسي كه بي من ماند

 

كسي كه با من نيست

 

كسي ...

      - دگر كافي ست.

 

حميد مصدق


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1387/09/02 و ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط مسافر |