تبليغاتX
.
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! تمام نجات غریقهای دنیا را خبر کنید من در خود غرق شدم...



 

بسم ا... الرحمن الرحيم

انالله و انا اليه راجعـون

بار ديگر دست جنايتكار جانيان اسلام ستيز از آستين غاصبين تروريست پرور و استكبار قلب جهان

 

 تشيع را نشانه گرفت و با جريحه دار كردن قلوب محبين اهل بيت (عليهم السلام) لكه ننگ ديگري

 

 در پرونده تمام سياه خود بر جاي گذاشت .

 

دشمنان قسم خورده جاهل ، دگر باره حماقتي دوباره را تجربه كردند و

 

علي رغم شكست مفتضحانه قبلی در توهين به حرمین مطهر كه اتحاد مسلمين

 

 جهان را به دنبال داشت ، چون خود را در تقابل با تمام جهان اسلام و افكار

 

 بيدار دنيا ديدند ، تلاش مذبوحانه براي به انحراف كشيدن اذهان مردم و

 

 آزاد مردان جهان از اهانت كاريكاتوريست دانماركي به سوي جنايتي ديگر

 

 معطوف نموده و با اين عمل ددمنشانه توهين به ساحت مقدس امامين عسكرين

 

 هدف ديگري را نيز به دنبال كرده كه همان تفرقه بين شيعه و سني است كه به

 

اتحاد ناگسستني تبديل گشته و اين عمل وقيحانه استكبار خود عاملي براي

 

همبستگي بيشتر بين جهان اسلام خواهد گشت و بزودي دست انتقام

 

 

 الهي كمر سست عنصران مستكبر و وهابي صفتان معاند را در هم خواهد شكست

 

 و به سزاي اعمال خود خواهند رسيد . انشاءالله مسلمين جهان


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 1386/03/24 و ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط مسافر |


مناجات

الهى ! مست تو را حد نيست ولى ديوانه‏ات سنگ بسيار خورد ، " حسن " مست و ديوانه تست. 

الهى ! ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.

الهى ! علمم موجب ازدياد جهلم شد يا علم محض يا نور مطلق بر جهلم بيفزا.

الهى ! اثر و صنع توام ، چگونه به خود نبالم.

الهى ! هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانيم بيفزا.

الهى ! دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شيفته مسمى را از اسم چه اثر.

الهى ! كلمات و كلامت كه اينقدر شيرين و دلنشين‏اند خودت چونى.

الهى ! اگر از من پرسند كيستى چه گويم.

الهى ! هر چه بيشتر فكر مى‏كنم ، دورتر مي شوم.

الهى ! گروهى كو كو گويند و " حسن" هو هو.

الهى ! از گفتن " يا " شرم دارم.

الهى ! داغ دل را نه زبان تواند تقرير كند و نه قلم يارد به تحرير رساند " الحمد لله " ، كه دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.

الهى ! محبت والد به ولد بيش از محبت ولد به والد است كه آن اثر است نه اين ، با اينكه اعداد است و عليت و معلوليت نيست پس محبت تو به ما كه علت مطلق مايى تا چه اندازه است، " يُحِبُهُمْ " كجا و " يُحِبوُنَهُمْ " كجا؟!

الهى ! از كودكان چيزها آموختم ، لا جرم كودكى پيش گرفتم.

الهى ! چون است كه چشيده‏ها خاموشند و نچشيده‏ها در خورشند.

الهى ! از شياطين جن بريدن دشوار نيست ‏با شياطين انس چه بايد كرد.

الهى ! خوشدلم كه از درد مي نالم ، كه هر درد را درمانى نهاده‏اى.

 

  

                                                            برگرفته از الهی نامه استاد حسن زاده آملی


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1386/03/19 و ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط مسافر |


فال حافظ

ابتدا یک فاتحه به روح خواجه حافظ شیرازی بفرستید سپس نیت کنید

و متن زیر را بخوانید و سپس روی لینک زیر کلیک کنید

 
 

 

موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/16 و ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط مسافر |


هدیه
به نام حق
 
 
 
سه روش بهره گیری از لحظات حال تان

در حال حضور داشته باش
وقتی می خواهی خشنود و موفق باشی ،
بر آن چه اکنون درست و خوب است تمرکز کن.
مقصودت را به کار بند تا به آن چه در حال هم است پاسخ دهی.
بودن در زمان حال یعنی ، بی توجهی به عوامل مزاحم
و توجه به چیزیی که الان مهم است.

تو خود زمان حال خودت را می سازی ،
از طریق چیزی که توجه ات را معصوف آن می کنی

از گذشته درس بیاموز
وقتی می خواهی زمان حال ات را از گذشته ها بهتر سازی
به آن چه در گذشته اتفاق افتاده بنگر ،
هر چه با ارزش است ، از آن بیاموز
در زمان حال کارها را متفاوت انجام بده
سخت است که گذشته را رها کنی
اگر از گذشته نیاموخته باشی
به محض این که آموختی و رهایش کردی
زمان حال را بهبود می بخشی


برای آینده برنامه ریزی کن
وقتی می خواهی آینده ات را بهتر از زمان حال بسازی
تصور کن آینده ی عالی به چه شکل خواهد بود
برنامه ریزی کن تا آن آینده ی عالی تحقق یابد
به برنامه هایت ، درزمان حال ، عمل کن.

هدیه نه گذشته است و نه آینده
هدیه
لحظه اکنون است
هدیه همان هم اکنون است


بر گرفته از کتاب هدیه از دکتر اسپنسر جانسون
زندگی
            هدیه خداست به توووووووووو
 
خوب زندگی کردن
                     هدیه توووووو به خدا
 
************ ********* ********* **

موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/16 و ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط مسافر |


سوتی های مجموعه جواهری در قصر (حتما بخونید)
سوتی های مجموعه جواهری در قصر (حتما بخونید)

 

*دربسیاری از صحنه های مجموعه شاهد

 

هستیم که خانم پزشک کفش های مربوط به آن دوره را به پا نکرده و جایش کفش پاشنه بلند پوشیده که در آن زمان اصلا مرسوم نبوده.

*در قسمت 49 وقتی شین پی در کتابخانه به دنبال کتابی می گردد او هم کفش پاشنه بلند امروزی به پا دارد.

*در بعضی از قسمت ها هم که قرار بود مهارت های آشبزی نشان داده شود چون بازیگرها قادر به نبودندسرعت عمل لازم را در خرد کردن سبزیجات نشان دهند از آشپزهای ماهر استفاده شد. البته با یک اشتباهی اساسی که وقتی نمای دستان این افراد از نزدیک گرفته می شد تا معلوم نشود بدل ها مشغول کار هستند یادشان رفته که شکل دست ها یک دفعه از چاق به لاغر و بالعکس تغییر یافته است.



*دختری که نقش کوچکی در قسمت 6 سریال داشتدر قسمت های بعدی نقش دختر یانگوم را ایفا می کند. گویا گروه با کمبود بازیگر روبه رو بوده اند.



*یانگوم در خلال دوره مینگ در تاریخ چین حضور داشته اما در هنگام پخش سریال در جایی بانو چویی می گوید: بگذارید پس از چند روز طعم مانچوهان کورسس را بچشیمباید یادآوری کنیم این غذا بعد از سلسله ی مینگ توسط خاندان گوئینگ ابداع شده بود.



*در دوره مینگ عنوان شده بود که رنگ زرد رنگ سلطنتی است و افراد عادی و عامی جدای از خاندان سلطنتی اجازه استفاده از این رنگ را در هیچ کجا نداشتند اما در مجموعه شاهد بودیم که پستچی ها و پیغام آوران رنگ زرد می پوشند در صورتیکه سزای این کار مرگ توسط امپراتور می باشد.



*دربسیاری از صحنه های مجموعه شاهد هستیم که خانم پزشک کفش های مربوط به آن دوره را به پا نکرده و جایش کفش پاشنه بلند پوشیده که در آن زمان اصلا مرسوم نبوده.

*در قسمت 49 وقتی شین پی در کتابخانه به دنبال کتابی می گردد او هم کفش پاشنه بلند امروزی به پا دارد.

*در بعضی از قسمت ها هم که قرار بود مهارت های آشبزی نشان داده شود چون بازیگرها قادر به نبودندسرعت عمل لازم را در خرد کردن سبزیجات نشان دهند از آشپزهای ماهر استفاده شد. البته با یک اشتباهی اساسی که وقتی نمای دستان این افراد از نزدیک گرفته می شد تا معلوم نشود بدل ها مشغول کار هستند یادشان رفته که شکل دست ها یک دفعه از چاق به لاغر و بالعکس تغییر یافته است.



*دختری که نقش کوچکی در قسمت 6 سریال داشتدر قسمت های بعدی نقش دختر یانگوم را ایفا می کند. گویا گروه با کمبود بازیگر روبه رو بوده اند.



*یانگوم در خلال دوره مینگ در تاریخ چین حضور داشته اما در هنگام پخش سریال در جایی بانو چویی می گوید: بگذارید پس از چند روز طعم مانچوهان کورسس را بچشیمباید یادآوری کنیم این غذا بعد از سلسله ی مینگ توسط خاندان گوئینگ ابداع شده بود.



*در دوره مینگ عنوان شده بود که رنگ زرد رنگ سلطنتی است و افراد عادی و عامی جدای از خاندان سلطنتی اجازه استفاده از این رنگ را در هیچ کجا نداشتند اما در مجموعه شاهد بودیم که پستچی ها و پیغام آوران رنگ زرد می پوشند در صورتیکه سزای این کار مرگ توسط امپراتور می باشد.


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط مسافر |


معنی آهنگ سریال جواهری در قصر

سلام اینم معنی شعر جواهری در قصر 

Onara onara aju ona بيا بيا برای هميشه بيا
ganara ganara aju gana برو برو برای هميشه برو 
nanari naryodo motnonani من پرواز می کنم. اما با وجود اينکه دارم پرواز می کنم , من نمی توانم شاد باشم 
aniri aniri aninone نه , با وجود اينکه من اونو دوست ندارم نمی خواهم شاد باشم 
hey-ee-ya di-ee-ya heyeeyanara nino ......... chorus  
ojido mothana daryogana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد 
aeya diya aeyanara niyo  
chorus  
ojido mothana daryo gana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد 
 
در ابتدا که معنی آن را می خوانيد چيز چندانی از آن متوجه نمی شويد ولی اگر مقداری آن را باز کنم مطمئنا بسيار پر معنی و تفکرانگيز است.

روزنامه جام جم در مورد جواهری در قصر

در کره جنوبی آرگومانهای بسياری در خصوص معنی شعر وجود دارد . نويسنده اين شعر " هيوم ایهم" بيان می کند که شعرش در خصوص زندگی دختران قصر که بايد کاملا باوفا نسبت به شاه باشند هست.

"اوه نا را" اين يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , دختران ( معمولا بين سن 5 تا 7 سالگی ) برای هميشه بايد به قصر بروند.

"کا نا را" اينم يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , برو برو (بيرون قصر) در کل يعنی اگر امپراتور دستور به ترک قصر دهد , بانوان دربار (معمولا به خاطر پيری که نمی توانند به امپراتور خدمت کنند) بايد برای هميشه قصر را ترک کنند.

"نا نا نی" نوعی زنبور عسل است که با وجود اينکه بال دارد نمی تواند پرواز کند. اين مقايسه می کند با دختران قصر که با وجود داشتن احساسات کاملا رمانتيک عاشقانه اما فقط بايد به امپراطور خدمت کنند.

و در نهايت " نا نا نی" می خواهد و تلاش می کند که پرواز کند اما نمی تواند


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط مسافر |


جواهری در شبکه 2

1. این دختر 36 ساله! دو بار تا مرز ازدواج پیش رفته اما هر بار اعلام نموده " پشیمان شدم"!


2. در نوجوانی علاقه خاصی به دیدن شبکه های ماهواره ای آلمان داشته.

3. به تیم ملی فوتبال کره جنوبی و باشگاه سامسونگ این کشور علاقه خاصی دارد و یکی از تماشاگران ویژه در بازی کره جنوبی و ترکیه بود. او میگوید از شکست تیم کره اشک ریخته است.

4. او تا به حال چند نامزد عوض کرده است. آخرین نامزدش که با او قرار ازدواج گذاشته، یکی از خوانندگان کره ای به نام جی هون یونگ است و جی هون 7 سال کوچکتر از لی می باشد!

5. نه تنها در کره جنوبی بلکه در بسیاری از کشورها هواخواه دارد.

6. لی یونگ به یتیمان علاقه خاصی دارد و بسیاری از مواقع بدون آن که کسی متوجه شود به محرومین سرکشی و کمک میکند.

7. او میگوید همیشه از زنان بدجنس بدش می آید و البته از مزدان دو رو و ریاکار بیزار است.

8. لی یونگ از داشتن خواهر محروم است اما با 2 برادرشرابطه صمیمی دارد.

9. لی یونگ 36 ساله به گونه ای در محافل ظاهر میشود که او را 25 ساله فرض میکنند و هیچ کس باور ندارد لی 36 ساله است.

10. او میگوید روز ولنتاین را دوست دارد و اولین شاخه گل را به خانواده اش هدیه میکند.

11. لی عضو یکی از گروههای هنری شهر آلمان است. او بارها به آلمان سفر کرده و به شهر برلین آلمان عشق میورزد.

12. لی تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان و همان شهر سپری کرد.

13. توصیه او به دختران و زنان جوان این است که با سعی و پشتکار به همه جا خواهند رسید.

14. او علاقه خاصی به پوشیدن لباسهای محلی دارد و در بسیاری از محافل رسمی با این لباس حضور پیدا میکند.

15. لی یکبار موقعی که در حال بازی یک فیلم سینمایی بود 2 ماه قهر کرد و سر صحنه نرفت چرا که بازیگر نقش مرد این فیلم عاشق لی شده بود و هر روز برای او ایجاد مزاحمت میکرد.

16. لی بسیار مهربان آرام و خوش قلب است.

17. روابط عمومی بالای او باعث شده تا به هر گروه هنری که وارد میشود دوستان جدید و بسیاری پیدا کند.

18. لی یونگ و نا هونگ ری ( گیومیونگ ) بر عکس آنچه جلوی دوربین گذشت دوستی بسیار صمیمی و نزدیکی را شروع کردند.

19. از حسادت دوری میکند.

20. بسیار باهوش است و سریع مسائل را تحلیل میکند.

21. او در زندگی واقعی خود نیز به طبخ غذا علاقه دارد.

22. به گفته خودش از سریال جواهری در قصر چیزهای بسیاری آموخته است.

23. لی یونگ از بازی خود راضی است اما این رضایت او صد در صد نبوده و جاهایی از خود ایراد گرفته است.

24. خودش میگوید امروزه آشپز خوبی است.

25. از رانندگی با سرعت بالا لذت میبرد و تا به حال جرایم بسیاری برای این لذت پرداخت کرده است.

26. به رنگ قرمز علاقه خاصی دارد.

27. تا به حال چند دختر خوب را برای ازدواج به برادرانش پیشنهاد داده است.

28. به پوشش بانوان اهمیت میدهد و خودش همیشه در لباسهای پوشیده در محافل حاضر میشود.

29. به بسیاری از کارگردانان بزرگ کره جواب رد داده چرا که او میگوید محتوای فیلم باید گیرا باشد.

30. لی یونگ از نام یانگوم راضی است و اگر کسی او را یانگوم خطاب کند عصبانی نمیشود.

31. و نکته پایانی این که او اعلام نموده با شخصی ازدواج خواهد کرد که همیشه به او محبت داشته باشد و محبتش مقطعی نباشد ولی هنوز این مرد را پیدا نکرده است


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط مسافر |


پیرمرد و پسرک
 

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

پیر مرد و پسر

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.
اين خواربار فروشي در آپارتماني واقع بود که خانواده اي يهودي در يکي از واحدهاي آن زندگي مي کردند. اين خانواده پسري داشتند به نام “جاد” که هفت سال بيشتر نداشت.
جاد عادت داشت که هر روز براي خريد مايحتاج منزل به مغازه عمو ابراهيم مي آمد، وهر بار هنگام خروج از مغازه از فرصت استفاده مي کرد وقطعه شکلاتي را مي دزديد.
يک روز جاد فراموش کرد که طبق معمول از مغازه شکلات بردارد، اينجا بود که عمو ابراهيم او را صدا زد وبه او يادآوري کرد که شکلاتي را که هر روز بر مي داشته، فراموش کرده است.
جاد که حسابي شوکه شده بود، گمان مي کرد که عموابراهيم از دزديهاي او چيزي نمي داند، لذا از او خواهش کرد که او را ببخشد، وبه او قول داد که ديگر اين کار را تکرار نکند.
عمو ابراهيم گفت: نه، بشرطي تو را مي بخشم که به من قول بدهي که هر گز در زندگيت دزدي نکني، ودر مقابل مي تواني هر روز از مغازه من يک شکلات برداري.
جاد با خوشحالي اين شرط را قبول نمود… سالها گذشت،

و عمو ابراهيم براي جاد يهو۱image۰۰۷.jpgدي بمانند پدر، مادر ودوست بود.
هر وقت جاد با مشکلي برخورد مي کرد، ويا از حوادث روزگار به تنگ مي آمد، به نزد عمو ابراهيم مي آمد، ومشکل خود را براي او مطرح مي کرد.
عمو ابراهيم هم کتابي را از کشو ميز مغازه بيرون مي آورد، وبه جاد مي داد، واز او مي خواست، صفحه اي از کتاب را باز کند.
وقتي جاد کتاب را باز مي کرد، عمو ابراهيم دو صفحه اي از کتاب را مي خواند، وسپس کتاب را مي بست، وبدين ترتيب مشکل جاد را حل مي کرد. جاد وقتي از مغازه بيرون مي آمد، احساس مي کرد ناراحتي اش برطرف شده، خيالش راحت شده، ومشکلش حل شده است.
سالها گذشت، و رابطه جاد با عمو ابراهيم، آن پيرمرد مسلمان تحصيل نکرده تُرک اين چنين سپري شد!
بعد از هفده سال، جاد به سن بيست وچهار سالگي و عمو ابراهيم به سن شصت وهفت سالگي رسيد….
عمو ابراهيم دار فاني را وداع گفت، وقبل از وفاتش صندوقي را براي فرزندانش بجا گذاشت، او در صندوق کتابي را نهاده بود، که هميشه جاد آنرا در مغازه مي ديد. او به فرزندانش وصيت کرد تا کتاب را به جاد آن جوان يهودي هديه بدهند.
وقتي فرزندان عمو ابراهيم صندوق را به جاد دادند، او از مرگ عمو ابراهيم باخبر شد، از شنيدن اين خبر جاد بسيار ناراحت گرديد،چرا که عمو ابراهيم يار وياور او در حل همه مشکلات بود.
روزها گذشت…
روزي از روزها براي جاد مشکلي پيش آمد، وبياد عمو ابراهيم وصندوقي که به او هديه داده بود افتاد. صندوق را پيدا کرد، وآنرا باز نمود، ناگهان .............................

جهت خواندن ادامه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب...

موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 1:55 بعد از ظهر توسط مسافر |


یک مطلب فوق العاده
تکنیک جادویی نوشیدن 8 لیوان آب

اولین سخنرانی استاد حلت در سال 85 در مجتمع گلف جزیره کیش

بر گزار شد
احمد حلت پس از ارایه یک سخنرانی پر انرژی و با نشاط به حاضران

انجام تکنیک جادوی نوشیدن 8 لیوان آب را باتکرار عبارت تاکید ی توصیه

کرد از انجا که بدن انسان را آب تشکیل داده است در طی روز باید 8

لیوان آب نوشید و قبل از نوشیدن باید لیوان راجلوی دهان گرفته


و عبارت مربوطه را با صدای بلند تکرار کرد پس از سه هفته معجزه آن را

 در خواهید یافت

قبل از نوشیدن آب جملات زیر را با انرژی و قدرت تکرار کنید

 


لیوان اول بعد از بیدار شدن صبح


خداوندا سپاس تو را که بار دیگر به من طلوع خورشید را هدیه دادی

 
قول می دهم امروز هر جا که بروم مهر ی برسانم حتی با لبخند.

به من کمک کن امروز را به شاهکاری بی همتا تبدیل کنم

 


لیوان دوم حدود ده صبح


افتخار میکنم که از امروز پاک ترین انسان روزی زمین هستم


لیوان سوم


ادامه مطلب...

موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 1386/03/01 و ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط مسافر |