| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
که هر باغش
هزار چلچله را گور گشت و
بی گل ماند
من از کدام دیار آمدم که در دشتش
نه باغ بود و نه گل
تیر بود و
مردن بود
و در تب تف مرداد ٬
جان سپردن بود
*
گذشت تابستان
دگر بهار نیامد
و شهر
شهر پریشیده بی بهاران ماند
و دشت سوخته در انتظار باران ماند
امید معجزه ای؟
- نه
امید آمدن شیرمرد میدان ماند
*
اگر چه بر لب من از سیاهی مظلم
و پایداری شب٬
-ناله هست و شیون هست
امید رستن از این تیرگی جانفرسا٬
هنوز با من هست...
*
امید!
آه امید!
کدام ساعت سعدی
سپیده ی سحری را
ـ صعود صبح سخی را
به چشم غوطه ورم در سرشک
ـ خواهم دید؟
تست روانشناسي شخصيت
|
تست روانشناسي شخصيت
|
خواستگاری در دوره های مختلف
| يك هفته پس از خلقت آدم: چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت. پانصد سال پس از خلقت آدم:
ده سال قبل: هم اكنون: |







س لام
یکسال با شما بودیم فکر میکنم تو این مدت تونستم نظر دوستانو جلب کنم چون امارم تقریبا همینو میگه به هر حال وبلاگ در انتظار فردا یکساله شد امیدوارم از این به بعد هم منو با نظرات خودتون همراهی کنین دوستارتون حامد


