تبليغاتX
.
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! تمام نجات غریقهای دنیا را خبر کنید من در خود غرق شدم...



فیلم سینمایی" اخراجی‌‏ها" ساخته "مسعود ده نمكی" تاكنون یك میلیارد و ششصد و پنجاه میلیون تومان فروش داشته است.
فیلم سینمایی" اخراجی‌‏ها" ساخته "مسعود ده نمكی" تاكنون یك میلیارد و ششصد و پنجاه میلیون تومان فروش داشته است.
این فیلم تا شب گذشته حدود یك میلیارد و پنجاه میلیون تومان در تهران با مجموع ۲۹ سینما و حدود ششصد میلیون تومان در شهرستان با مجموع ۳۰ سالن سینما فروخته است .
براساس این گزارش،‌‏تا هفته آینده نیز حدود ده سالن سینما به سینماهای نمایش دهنده "اخراجی‌‏ها " در شهرستان‌‏ها اضافه خواهد شد .
لازم به ذكر است ، این فیلم اولین ساخته بلند سینمایی "مسعود ده نمكی" است .

موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 1386/01/28 و ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط مسافر |


حمید مصدق
من از کدام دیار آمدم
                                 که هر باغش

هزار چلچله را گور گشت و
                                      بی گل ماند

من از کدام دیار آمدم که در دشتش

نه باغ بود و نه گل ‌
                           تیر بود و
                                        مردن بود

و در تب تف مرداد ٬ 
                           جان سپردن بود

                                                       *

گذشت تابستان 

      دگر بهار نیامد
         
و شهر

         شهر پریشیده  بی بهاران ماند

و دشت سوخته در انتظار باران ماند

  امید معجزه ای؟ 
                        - نه
                امید آمدن شیرمرد میدان ماند

 

                                                      *

اگر چه بر لب من از سیاهی مظلم

و پایداری شب٬ 
                      -ناله هست و شیون هست

       امید رستن از این تیرگی جانفرسا٬

                                                        هنوز با من هست...

                                                       *
                    امید!
                           آه امید!

 کدام ساعت سعدی

      سپیده ی سحری را
      
          ـ صعود صبح سخی را
               
               به چشم غوطه ورم در سرشک
                                                           ـ خواهم دید؟


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1386/01/25 و ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط مسافر |


خود را بسنجید

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

تست روانشناسي شخصيت

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

تست روانشناسي شخصيت

اين پنج حيوان را به ترتيب اولويت از نظر خودتان مرتب کنيد:

ببر– گاو– خوک – اسب – گوسفند

پاسخ تست:یه خورده پایین تر

 

 



- خوک: ميزان علاقه ي شما را به مال و ثروت دنيوي بيان مي کند.

- گاو: نشان دهنده ي اهميت کار و مشغله براي شماست.

- اسب: بيانگر اهميت خانواده تان است.

- گوسفند: ميزان اهميت شما به عشق و زندگي را نشان مي دهد.

- ببر: نشان غرور شماست.


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 1386/01/23 و ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط مسافر |


خواستگاری

خواستگاری در دوره های مختلف

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.
 

پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه(
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت  جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
 

ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
 

هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/01/22 و ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط مسافر |


نامه ای از چارلی چاپلین
به نام حق
 
 
 
نامه ای از اعماق دل چارلی چاپلین٬ هنرمند بزرگ سینما ٬ فیلم سازی که در آثارش به انسان ارج نهاد و فساد و تباهی را با طنز به باد انتقاد گرفت ٬نامه ای به دخترش جرالدین چاپلین دارد که یکی از با ارزش ترین نوشته ها به شمار می اید.این نوشته سرشار از نکات اخلاقی و بسیار زیبا و خواندنی است. جرالدین دخترم! از تو دورم ٬ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود٬تو کجایی؟ در پاریس روی صحنه پر شکوه شانزه لیزه٬......در نقش ستاره باش ٬بدرخش!اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ٬ترا فرصت هوشیاری داد٬ بنشین و نامه ام را بخوان.......... هنر قبل از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پای او را میشکند......... جرالدین دخترم! پدرت با تو حرف می زند ٬شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد.آن شب است که این الماس ٬ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.روزی که چهره زیبای یک اشراف زاده تو را بفریبد٬ آن روز است که بند باز ناشی خواهی بود٬بند باز ناشی همیشه سقوط میکند. از این رو ٬دل به زروزیور مبند.بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد.اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی ٬با او یک دل باش و به راستی او را دوست بدار. دخترم! هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان شایسته این یافت که دختری ناخن پای خود را به خاطرش عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست .به گمان من٬ تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است. جرالدین٬ دخترم! با این پیام نامه ام را به پایان می رسانم: انسان باش ٬زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن ٬هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1386/01/20 و ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط مسافر |


سلام

       

س لام

 یکسال با شما بودیم فکر میکنم تو این مدت تونستم نظر دوستانو جلب کنم  چون امارم تقریبا همینو میگه به هر حال  وبلاگ در انتظار فردا یکساله شد امیدوارم از این به بعد هم منو  با  نظرات خودتون همراهی  کنین  دوستارتون حامد


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1386/01/04 و ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط مسافر |