تبليغاتX
.
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! تمام نجات غریقهای دنیا را خبر کنید من در خود غرق شدم...



شعر جدید

در چه حالم در چه خوابي ؟در سرابي در خيالي

و چه تصوير مشوش و چه دوران غريبي

با تني خسته و زار كوله بارم همه خار

در و ديوار رفيقم

همه  در مكر و فريبند كه چه حالي دارم

كجايم و كجاست

همه ان شور و هياهوو دو دستم گره چون فكر و خيالم

و نه مشت

انچه ميكشت سكوتي است كه كشت

همه ان شور و هياهو رنگ خنثي سپيدي ست بر اين ديواري

كه همه شب و همه روز مرا مي ماند

با سكوتش نفسم مي خواند

و نه فريادي و عشقي و نه دريايي و كشتي

و نه اعمال پر از شوق نه كردار شعفناك در اين خانه ي غمناك

گذر از شوق به اين وادي خاموش و همه شوق فراموش 

در و ديوار رفيقم نه گرد دستانت

و چه سرد است و چه بي روح


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1385/08/22 و ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط مسافر |


یک نکته یک پند
روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ،

سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟

فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه

گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم:

 جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود

و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

پروفسور محمود حسابي


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 1385/08/21 و ساعت 3:59 بعد از ظهر توسط مسافر |


شاه بیت
بگذار تا بخندم غش غش به روزگاران
کز سنگ خنده خيزد روز وصال ياران
هرکس که ازدواجي يکبار کرده باشد
داند که سخت باشد اين ازدواج آسان
يک مرد لاابالي يک روز جو گرفتش
در زير گوش بنده آهسته گفت اين سان
عشق و صفا و غيره ، مجموعه مراد است
چون قرص اکس باشد ، پس بي خيال قليان
وقتي ز دست يک زن مهري نشسته بر دل
بيرون نمي توان کرد جز با يکي از آنان
با عمه ام بگوييد احوال آب چشمم
تا بلکه آستين را بالا زند بر امان
في الفور يک زن خوب با وضع مادي توپ
پيدا کند اگرچه از زير سنگ دوران
زيبا و خانه دار و هم مطمئن ز هر حيث
نامش شبيه چيزي مانند اين امرسان

اما چند تا پیغام عشقولانه برای طرفداران این بخش

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو

زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.

از جلوی گل فروشی رد میشدم دیدم قشنگترین گلش نیست , نگران شدم , پس تو کجایی


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 1385/08/14 و ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط مسافر |


من باب ماهواره
ما که خودمان به چشم خودمان نديديم اما از بعضي کسبه و معتمدين محله شنيده ايم که يک چند روزي ا به پشت بام ملت افتاد و احيانا دست بر قضا يک بشقابي ، ريسيوري چيزي ديدند زير سبيلي در داده کانهو نديده اند حتي يکي از آقايان شوفر تاکسي به حقير گفت بعضي منازل را که اين آلات فسق و فجور و تهاجمات کولتوري را که قبلا ضبط کرده بودند ، ملت مجددا سر خود ، چشم ماموران را دور ديده رفته اند اين آلات را ابتياع کرده ، مثل بيرق روس روي خرپشته شان نصب کرده ، خدا از سر تقصيراتشان بگذرد ، ان شاءالله.

موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 1385/08/14 و ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط مسافر |


چند کلام از این ور و اونور
در مملکت اگر يک خبر بوده ، اين بوده که شخص پرزيدنت که به ولايت ورامين تشريف برده بودند ، بعد از آن که يک قدري به زعماي مملکت بريطانيا و اتازوني و آلمان ها هشدار دادند که دست از خباثت و شيطنت برداشته ، اين غائله اورانيوم را بخوابانند ، شخصا متعرض اين اونيورسيته آزاد [ليبرال] اسلامي شده ، گفته که از حيث آبونمان ، بيش از حد از دانشجو جماعت ، پول گرفته شده ، بايد يک فکر کرد وگرنه ايشان خود شخصا يک اقدام رولسيوني کرده ، از آن روز به بعد هيات امنا و رئيس اين اونيورسيته ميرزا دکتور عبدالله خان جاسب الدوله تشکيل کميسيون داده ، مقرر شده اعداد و ارقام را يک قدري بالا و پايين کنند، بلکه اين آبونمان کم شود، علي اي حال يک سري اتوديان و اتوديانت از اونيورسيته هاي پودماني و علمي کاربردي طومار جمع کرده خطاب به پرزيدنت که حالا که بحث آبونمان داغ بوده ، کاش يک دستوري هم صادر نمايند از براي اين آبونمان ها. تا خدا چه بخواهد.

موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 1385/08/14 و ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط مسافر |